246تحويل بگير. عباس هم پذيرفت و رفتند. محمد صلى الله عليه و آله ، على را همراه خود برد و عباس، جعفر را. با اين كار خداپسندانه، دو نفر از عائله ابوطالب كم شد. 1
در روايتى ديگر آمده است كه با ورود پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله به مدينه، وجود مسجد براى انجام امور عبادى و كارها و گرفتارىهاى سياسى و اجتماعى مسلمانان ضرورى جلوه مىكرد. پيشنهاد ساختن مسجد از جانب رسول خدا صلى الله عليه و آله مطرح و با استقبال مسلمانان روبه رو شد. پس از اينكه زمين مسجد را خريدند، شور و شوق ساختن مسجد ميان مردم فزونى گرفت. همه دست به كار ساختن مسجد شدند و پيامبر هم در اين امر خير كمك و همكارى مىكرد. اُسَيْد بن حقير مىگويد: پيامبر سنگى را در بغل گرفته بود و مىآورد. گفتم: يا رسول الله! سنگ را بدهيد من مىبرم. آن حضرت فرمود: نه، برو سنگ ديگرى را بياور. 2
در يكى از مسافرتها، همين كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و يارانش از مركبهاى خويش فرود آمدند و بارها را بر زمين نهادند، تصميم جمعيت بر اين شد كه براى غذا، گوسفندى را بكشند و بپزند. يكى از اصحاب گفت: من گوسفند را ذبح مىكنم. ديگرى گفت: كندن پوست آن با من. سومى گفت: پختن گوشت گوسفند با من. رسول خدا صلى الله عليه و آله هم فرمود: جمع كردن هيزم از صحرا با من.
جمعيت گفتند: يا رسول الله! شما زحمت نكشيد و راحت بنشينيد. ما خودمان با كمال افتخار همه اين كارها را انجام مىدهيم. پيامبر فرمود: مىدانم شما انجام مىدهيد، ولى خداوند دوست ندارد بندهاش را در ميان يارانش با وضعى ممتاز ببيند كه براى خود نسبت به ديگران امتيازى قائل شده باشد.
سپس به صحرا رفت و مقدارى خار و خاشاك از صحرا جمع كرد و آورد. 3