179بينديشد؛ در تاريكى شب نجوا كند و سختى روز را به جان بخرد. محمد صلى الله عليه و آله درباره اينكه پيامبران الهى با سپرى كردن اين دوران، بر مسند راهنمايى امت تكيه مىزنند، فرمود:
خداوند هيچ پيامبرى را مبعوث نفرمود، مگر اينكه چوپان گوسفندان بوده است. 1
از ايشان پرسيدند كه آيا شما نيز شبانى كردهايد؟ فرمود: آرى! من مدتى شبان گوسفندان اهل مكه در (سرزمين) قراريط بودهام. 2 آن حضرت همچنين از شبانى گوسفندان خانواده خود در ايجاد ياد مىكرد:
خداوند، موسى را مبعوث فرمود، در حالى كه گوسفندچرانى مىكرد.
داوود را مبعوث فرمود و او هم چوپان بود و من هم هنگامى كه به پيامبرى مبعوث شدم، چوپان گوسفندان خانواده خود در اجياد بودم. 3
58 تجارت
در آستانه حركت كاروان بازرگانى قريش به سوى شام، خديجه، بانوى پرآوازه، شرافتمند و ثروتمند مكه در پى مرد امينى مىگشت تا سرمايه خود را براى تجارت بدو سپارد و در برابر تلاش او مزدى پرداخت كند. ابوطالب از اين فرصت بهره جست و به محمد، برادرزاده بيست و پنج ساله خود، پيشنهاد سفر تجارتى را داد و وى را تشويق كرد. 4
خديجه از گفتوگو و پيشنهاد ابوطالب آگاه شد و به سرعت، كسى را پى محمد صلى الله عليه و آله فرستاد و به او گفت: چيزى كه مرا شيفته تو كرده است، همان راستگويى، امانتدارى و اخلاق پسنديده تو است. من حاضرم دو برابر آنچه