150نصيحت كنم، عمل مىكنى؟ مرد گفت: آرى. باز پيامبر سخن خويش را تكرار كرد و مرد پاسخ مثبت داد. بدين ترتيب، حضرت سخن خود را سه بار تكرار كرد و مرد نيز اعلام آمادگى كرد. گويا پيامبر با اين كار مىخواست به وى بفهماند كه آنچه مىخواهد بگويد، بسيار مهم است و نصيحت با ارزشى است. پس حضرت در ادامه فرمود:
فَإنِّى اوصِيكَ إذَا أنتَ هَمَمْتَ بَأمرٍ فَتَدبَّرْ عَاقِبَتَه، فَإنْ يَكُ رُشْداً فَاَمْضِهِ وَ إنْيَكُ غَيّاً فَانْتَهِ عَنْه. 1
من تو را سفارش مىكنم به اينكه هر زمان تصميم به انجام كارى گرفتى، در عاقبت آن كار بينديشى. پس چنانچه عاقبت آن رشد بود (و كار درست و صحيحى بود)، انجامش بدهى و اگرعاقبت آن كار گمراهى و تباهى بود، از آن دست بكشى و آن را رها كنى.
در حديث ديگرى، امام باقر عليه السلام نقل مىكند:
مردى خدمت پيامبر رسيد و تقاضاى آموختن چيزى كرد. حضرت او را به قطع اميد از آنچه در دست مردمان است، نصيحت كرد كه اين روحيه بىنيازى نقد است. مرد از حضرت خواست افزون بر آن نيزمطلبى به او بياموزد. حضرت او را به پرهيز از طمع كه فقر نقد است،سفارش كرد.
مرد چيزى بالاتر خواست. حضرت فرمود: هر زمانكه تصميم به انجام كارى گرفتى، در عاقبت آن بينديش. پس اگرخيرو رشد بود، آن را پى بگير و اگر گمراهى و تباهى بود، از آن دورى كن. 2