366خوانديم و چون روز جمعه بود و سوره سجدهدار در نماز خواندند و سجده كردند دوباره نماز صبح را اعاده كرديم، و پس از نماز به طواف وداع پرداختيم، استلام ركن يمانى كه در هر دور طواف مستحب است انجام شد ولى به جاى استلام حجرالاسود كه ممكن نبود به اشاره به آن و گفتن تكبير اكتفا شد، در دور آخر شكم و سينه خود را به پشت ديوار كعبه چسبانيديم و پرده طرف مستجار را گرفتيم و دعا كرديم سپس دعاهاى وداع را خوانديم، و همان طور كه مستحب است از درب مقابل ركن شامى از مسجدالحرام بيرون آمديم و پس از خريدى مختصر از بازار در منزل به استراحت پرداختيم.
نزديك ظهر از خواب بيدار شديم و غسل جمعه كرديم و براى نماز جمعه به مسجدالحرام رفتيم، بايد زود برمىگشتيم تا وسايلمان را آماده كنيم.
ساعت 4 اثاثيه را بار كرديم و به راه افتاديم، ساعت 6 در فرودگاه جدّه بوديم.
هنگام مغرب نماز را به امامت حاجآقا خوانديم، پس از نماز ايشان در آن همه سر و صدا و هيجان برايمان سخنرانى كرد.
روحانى: 1- مردانى كه در حال احرام در ماشين سقفدار سوار شدند و استظلال كردند مىتوانند اگر گوسفندى در ايران از پول خودشان برايشان كشته مىشود را به عنوان كفاره حساب كنند و آن را به مردم فقير اطعام كنند.
2- چون گاهى انسان كارهايى در احرام انجام مىدهد، كه كفاره دارد مثلاً دستى به سر خود كشيده و يكى دو مو كنده شده است يا گياهى از