365غار و داغى هوا ترجيح داديم كه غار را نديده برگرديم؛ عصر خسته و كوفته به منزل برگشتيم.
حسن: امشب شب جمعه است و آخرين شب اقامت ما در سرزمين حجاز، بايد امشب را غنيمت بشماريم، من فكر مىكنم اگر كمى استراحت كنيم و ساعت 10 شب به حرم برويم و تا صبح به طواف و دعا و نماز مشغول باشيم خيلى كار خوبى است، ديگر چنين فرصتى به دست نمىآيد.
* كمى استراحت كرديم، وقتى كه براى رفتن به مسجدالحرام آماده مىشديم حسن از ما خواست كمى صبر كنيم تا سؤالى را كه براى او پيش آمده از روحانى بپرسد.
حسن: حاجآقا! كسى كه نابالغ بوده و به حج آمده و اعمال انجام داده و در پايان اعمال احساس مىكند بالغ شده آيا حج او جاى حج واجب را مىگيرد؟
روحانى: اگر هنگام عمره تمتع بالغ شده بود حجش طبق فتواى همگان حج صحيحى بود و از حجةالاسلام كفايت مىكرد، و اگر شب عيد قربان بالغ شده بود و مشعر را با حالت بلوغ درك مىكرد باز طبق فتواى زيادى از علما حجش كفايت از حجةالاسلام مىكرد، ولى اكنون خير، انشاءاللّٰه اگر مالى پيدا كرد دوباره واجب است كه به حج مشرف شود.
* بعد از آن غسل زيارت كرديم و وارد مسجدالحرام شديم، نماز جعفر طيار و دعاى مشلول و كميل خوانده شد، بعد از آن به قرآن خواندن ادامه داديم، سحرگاهان قرآن ختم شد، نماز صبح را همراه با اهل سنت