351خوب پيدا شد كه تقريباً دو برابر قيمت معمول بود، فكر كردم صبر كنم و امروز دوباره به كشتارگاه بروم امروز ديگر به هر قيمتى بود بايد بخرم.
حسن: شنيدهام اگر گران بود مىتوانيد به جاى آن روزه بگيريد، يا تا آخر ذىالحجه صبر كنيد.
- روزه مربوط به جايى است كه اصلاً گوسفند يافت نشود يا چندين برابر قيمت حقيقى باشد كه توان خريدن آن موجود نباشد، ولى اين قيمت دو برابر قيمت معمولى است و توان خريدن آن براى من موجود است، تازه بالفرض بخواهيم روزه بگيريم من و همسرم مىتوانيم روزه بگيريم ولى براى بچهها بايد قربانى كنيم.
حسن: بالاخره بگو ببينم از محرم كردن بچهها خوشحالى يا نه؟ و اگر سال آينده دوباره به اينجا بيايى بچهها را محرم مىكنى يا نه؟
- از محرم كردنشان به عمره پشيمان نيستم ولى از محرم كردنشان به احرام حج واقعاً پشيمانم و مىگويم اى كاش كسى مرا راهنمايى كرده بود كه اين كار را انجام ندهم. خوب حاج حسن آقا اگر اجازه مىدهى زودتر به سراغ كشتارگاه بروم شايد گوسفند مناسب براى ذبح پيدا كنم.
* پس از رمى جمرات به چادر برگشتيم حدود ساعت يازده بود، مثل اينكه حالت فوقالعاده اعلام شده باشد، هر كس در فكر جمع كردن اثاثيه خود بود، مطوّفها (كسانى كه مسئول چادرهاى منى هستند) اثاثيه چادرها را جمع مىكردند.
على: ساعت 10 صبح كاروانها كجا مىروند؟ مگر آنان نبايد تا ظهر در منى بمانند؟
روحانى: اينان سوار بر اتوبوس مىشوند كنار جمرات مىروند و