329بمانم چون روحانى گفت كه احياى اين شب مستحب است. 1 و ذكر گفتن در آن را قرآن واجب كرده است. وقت اذان نماز صبح را خواندم و حركت كردم، در نزديكى وادى محسّر همۀ كاروانها آماده بودند نگاه كردم افرادى از كاروان خودمان را پيدا كردم، پس از طلوع خورشيد وارد وادى محسّر شديم، صد متر اوّليه آن را دويدم و بعداً به راه ادامه داديم تا به چادر رسيديم؛ پس از صرف صبحانه حاجآقا برايمان صحبت كرد.
على: خوب بگو ببينم چه گفت؟ دلم مىخواست راجع به جمرات و احكام آن امورى بدانم.
روحانى گفت: اوّلاً در راه سعى كنيد از طريق المشاة (راه پيادگان) نرويد چون سرتاسر آن آدم خوابيده است، از زير آفتاب رفتن اگرچه داغ است ولى كمخطرتر است. اگر شلوغى پيش آمد تا مىتوانيد خود را كنار بكشيد، صحنه را خلوت كردن بهترين كمكى است كه مىتوان به زائران كرد. در شلوغىها مواظب دمپايىهايتان باشيد كه گم نشود. تنها جمرۀ سوّم امروز بايد رمى شود. تعداد ريگهايى كه به آن مىخورد بايد هفتتا باشد، يك ريگ بزنيد دوباره ريگ دوّم را، پاشيدن يك مشت ريگ كفايت نمىكند، چشمتان دنبال ريگ باشد تا مطمئن شويد حتماً خورده است. رمى نيز از اعمال حج است بايد با قصد قربت باشد.
على: در مسير، در رمى به مشكل خاصى برخورد نكردى؟
حسن: خير چيز خاصى نبود، تنها اتوبوسهايى كه در راه گذاشته بودند خيلى مزاحم راه و باعث كندى رفت و آمد مىشد، نمىدانم