280مىكنند و اگر همان لحظه طواف را شروع كنيم درست هنگام اذان تمام مىشود، تازه بعد از اذان نيز چند دقيقهاى تا خواندن نماز وقت هست.
نرگس و على: برويم، مثل اين كه حسن دست بردار نيست، امروز به نيت چه كسى طواف كنيم؟
حسن: از رسول اكرم شروع كرديم و تا امام صادق رسيده بوديم امروز امام هفتم را نيت مىكنيم.
ساعت 1/5 بود، نماز و تعقيبات آن را انجام داده بوديم.
حسن: بابا الآن وقت بوسيدن حجرالاسود است.
نرگس: من نيز مىآيم.
على: فكر كنم ما نيز موفق نشويم چه برسد به شما كه حفظ حجاب برايتان مهمترين وظيفه است، فشارهاى مردم نيز در اطراف حجر زياد است.
حسن: بين ركن يمانى و ركن حجر كنار خانه خدا همچون پلهاى برآمدگى وجود دارد كه شاذروان نام دارد روى آن مىايستيم كمكم جلو مىآييم وقتى به حجر رسيديم پايين مىآييم دقيقاً جلوى حجر هستيم و انشاءاللّٰه بهراحتى مىتوانيم آن را ببوسيم.
نرگس: شاذروان همان است كه در مناسكها خوانده بوديم كه در هنگام طواف اگر جايى كه خانه خدا شاذروان دارد دستت را به ديوار كعبه بكشى طوافت اشكال پيدا مىكند؟
حسن: بله، مىگويند در اصل شاذروان نيز جزء خانه خداست ولى هنگام تجديد بناى كعبه ديوارها را طورى گذاشتهاند كه چند سانتيمتر از خانه خدا بيرون مانده است، بنابراين وقتى به ديوار كعبه دست مىكشيم