168حوادث مسجدى ساخته شده است.
حسن: حاجآقا سرانجام جنگ چه شد؟
روحانى: سرانجام جنگ اين شد كه احزاب نااميد و شكست خورده بدون دستيابى به نتيجهاى در روز بيست و چهارم ذىالقعده سال پنجم هجرى به اوطان خود برگشتند.
البته اين بىنتيجه برگشتن معلول عوامل گوناگونى بود، از جمله:
1. كشته شدن عمرو كه شجاعترين مرد عرب بود و افتادن رعب و وحشت در دل بقيه افراد.
2. يك ماه سرگردانى و باقى ماندن بىنتيجه ارتش احزاب در پشت خندق و نداشتن آذوقه و امكانات كافى براى باقى ماندن بيشتر، خصوصاً با توجه به خشكسالى و نبود علوفه براى حيوانات و چارپايان خود.
3. گفتگوى مقدماتى نماينده پيامبراكرم با سران قبايل غطفان براى كنارهگيرى آنان از جنگ و پرداختن ثلث محصول خرماى مدينه به آنان.
اين صحبتها اگرچه به امضاى نهايى نرسيد ولى باعث شد كه قبايل غطفان به همين اميد پيوسته از حمله كردن به مدينه تعلل ورزند و در كار ديگران نيز اخلال كنند تا بدون جنگ و با آرامى به هدف خود برسند، چون آنان ذاتاً با اسلام درگير نبودند بلكه به تحريك يهود و وعده خرماهاى خيبر به ميدان جنگ آمده بودند.
4. نعيم بن مسعود كه تازه مسلمانى زيرك بود با ترفندى خاص بين بنىقريظه، قريش و غطفان ايجاد اختلاف كرد. به بنىقريظه گفت: شما در مدينهايد و اگر احزاب مقاومت نكنند و بروند محمد حتماً از سر تقصير شما نخواهد گذشت، بنابراين احتياط اقتضا مىكند كه چندتن از سران