166خارج شود و نه بتواند با اسب از آن عبور كند. افزون بر اين سنگلاخ بودن منطقه كه قسمتهايى از آن شمال همين كوه سلع است بر سختى كار مىافزود؛ تكه سنگهاى عظيم گاهى مانع كار مىشد. قسمت عمده كندن خندق نيز در ماه رمضان واقع شد، بنابراين مسلمانان از هر جهت در يك سختى خاصى بودند، ولى همه تا حد توان شب و روز كار مىكردند.
پيامبراكرم صلى الله عليه و آله هميشه كنار خندق بود، خود وى كار مىكرد و علاوه بر آن بر كارهاى ديگران نظارت مىكرد و تخته سنگهاى بسيار عظيم را حضرت با استعانت از خدا قطعه قطعه مىكرد، عرق از سر و روى حضرت مىريخت و تساوى رهبر با امت را بهخوبى به نمايش مىگذارد.
شش روز قبل از آمدن احزاب خندق آماده شد. مشركان با مانعى كه هيچ به فكرشان خطور نمىكرد مواجه شدند، حدود يك ماه پشت خندق معطل ماندند، مسلمانان از روى همين كوه سلع كه مركز فرماندهى بود خندق را كنترل مىكردند و نمىگذاشتند دشمن از آن عبور كند. هر روز حادثه سخت و مأيوسكنندهاى رخ مىداد كه عبارت بودند از:
1. رئيس يهوديان بنىالنضير بر يهوديان بنىقريظه وارد شد و با تحريك فراوان و حيلههاى بسيار دقيق آنان را به پيمانشكنى واداشت، آنان از داخل مدينه به كارشكنى و ايجاد رعب و وحشت در زنان و كودكان پرداختند.
2. عمرو بن عبدود كه شجاعترين مرد عرب بود با چند نفر از ديگر شجاعان عرب از خندق عبور كردند و با رجزخوانى و اسبدوانى مبارز مىطلبيد. هيچكس جرأت مقابله با او را نداشت. پيامبر بارها اعلام كرد كيست كه به مصاف او برود، تنها على عليه السلام اعلام آمادگى مىنمود و ديگران