135را از ورود بدون اذن منع كردهاى و من معتقدم كه صاحب اين بيت در حال حيات و ممات و در حال حضور و غيبت يك گونه احترام دارد، و معتقدم كه پيامبر و اوصياى او زندهاند و نزد تو روزى مىخورند، آنان مقام مرا مىبينند و كلام مرا مىشنوند و سلام مرا جواب مىدهند ولى تو گوش مرا از شنيدن جواب آنان بازداشتهاى و درب فهم مرا با لذت بردن از مناجاتشان باز كردهاى. اى رسولخدا آيا اجازه ورود مىدهى؟ اى ملائكه الهى كه در حول اين حرم حلقه زدهايد آيا اجازه ورود مىدهيد؟»
چرا اذن دخول مىخوانيم؟ چرا اجازه ورود مىگيريم؟ به نظر مىرسد خود اين اذن دخول راهكارى عملى براى معرفت يافتن است در صورتى كه اين كلمات لقلقه زبان نباشد. اگر واقعاً پيامبر را شاهد و ناظر ببينم آيا حاضرم در محضر او ديگرى را هُل دهم؟ آيا حاضرم در محضر او بنشينم و با ديگرى حرف خارج از نزاكت بزنم؟ آيا حاضرم در محضر او پاى خود را دراز كنم؟ اگر معتقد باشم كلام و سلام مرا مىشنود بهگونهاى ديگر سلام مىكنم و سؤال مىكنم. اگر شاهد و غائب او يكى است پس او بر همه اعمال ما شاهد است، بنابراين بايستى همواره مراقب اعمالمان باشيم.
4. مستحب است پس از ورود صد تكبير بگوييم، يعنى صد مرتبه خداوند را بر برتر بودن از هر چيز و هركس و حتى برتر از آن كه بتوان وى را توصيف كرد بخوانيم و متوجه باشيم كه اين ذكرها شايد براى اين باشد كه بدانيم اگر احترامى به رسولاللّٰه گذاشته مىشود و از او خواستهاى طلب مىشود به عنوان شريك قراردادن وى براى خدا نيست و براى مستقل ديدن او نيست، بلكه معتقديم همه چيز در دست خداست و اين مطلب را