113شروع كنيم به خواندن قرآن. اگر معطل كنيم مىترسم يك دوره قرآن را نتوانيم به پايان برسانيم و فردا صبح به همراه روحانى بياييم تا همه جا را برايمان توضيح دهد.
زيارت بقيع را خوانديم، تازه آفتاب غروب كرده بود، صداى اذان توجه ما را به خود جلب كرد، صوت دلنشين اذان ما را به سوى مسجدالنبى كشاند. بين غرب قبرستان بقيع و شرق مسجد فاصلهاى نيست، با طى كردن حدود صدمتر وارد سالن شرقى مسجد شديم، اذان تمام شد و سؤالهاى حسن شروع شد.
حسن: بابا مؤذن «اشهد ان علياً ولى اللّٰه» را نگفت؟
على: اينها اهل سنت هستند و اين شهادت سوّم را در اذان نمىگويند.
حسن: بابا! زمان پيامبر «اشهد ان علياً ولى اللّٰه» مىگفتند؟
على: نه.
حسن: زمان ابوبكر و عمر و عثمان چطور؟
على: نه.
حسن: زمان امامت و خلافت حضرت على چطور؟
على: آن زمان هم نمىگفتند.
حسن: پس اين لفظ و اين شهادت سوّم از كى وارد اذان شد؟
على: اين لفظ جزء اذان نبوده و نيست، اكنون هم در تمامى رسالههاى عمليه نوشتهاند كه جزء اذان نيست؛ ولى طبق حديثى مستحب است پس از شهادت به رسالت پيامبراكرم صلى الله عليه و آله و سلم از اميرالمؤمنين عليه السلام نيز نامى برده شود نه به عنوان اذان و يا جزء آن.
حسن: مؤذن «حى على خيرالعمل» را نيز در اذان نگفت، آيا آن نيز