189و برهنگى را زشت مىشمارد و به عكس، پوشيدگى را نشانۀ وقار و جلوۀ زيبايى مىداند. نمونۀ بارز آن داستان آدم و حوّا است كه با خوردن ميوۀ ممنوع برهنه شدند و البتّه خود، از اين واقعه شرمنده گرديدند.
1
خوشبويى؛ پيامبر خدا(ص) «خود را چنان خوشبو مىكرد، پيش از آن كه خودش ديده شود، به بوى خوشى كه داشت، آمدنش از دور آشكار مىشد.» 2بركات مادّى و ظاهرى؛ در مورد بركات ناشى از حضور پيامبر(ص) در موقعيّتهاى مكانى يا زمانى مختلف، موارد بسيارى در كتب تاريخ مسطور است كه در اين مجال، تنها به ذكر يكى از آنها بسنده مىگردد:
از حليمۀ سعديّه، مادر رضاعى آن حضرت نقل است: «به محض اين كه او را در آغوش گرفتم، پستانهايم چنان پرشير شد كه او آشاميد و سير گرديد و برادر رضاعى او هم خورد و سير شد. شوهرم برخاست، شير بز را بدوشد، پستانهاى او را پرشير يافت و آن را دوشيد و چندان شير داده بود كه او و مرا سير كرد و شبى را در كمال آسايش گذرانيدم. شوهرم گفت: حليمه! مىبينم كه نوزاد فرخندهاى را برگزيدهاى، مگر متوجّه نشدى كه آثار خير و بركت او چگونه ظاهر شده است.» 3اين موارد، غير از معجزات او هستند كه از جانب حضرت احديّت و به جهت تأييد و اثبات الهى و حقيقى بودن رسالتش بر مردم ظاهر مىشد، كه پرداختن به آنها كه خود جلوههاى زيبايى از ارتباط زيباى او