182جامعيّت و جهانىِ بودن نام و شريعت حضرت ختمى مرتبت(ص)، قاعدتاً بايد به هر نحو و با هر معيارى كه مورد ارزيابى قرار گيرد، زيبايى وى قابل درك و اثبات باشد (كه چنين نيز هست). در اينجا بىمناسبت نيست كه به برخى مصاديق و محدودههاى زيبايى از نظر شخص نبىّ مكرّم اسلام(ص) اشاره شود. آن حضرت زيبايى اصيل و مايۀ نجات را عقل مىدانند و براى زيبايى ظاهر (به تنهايى) اصالتى قائل نيستند و مىفرمايند: «بسا عاقل كه پيش مردم حقير است و منظرى زشت دارد [و فاقد زيبايى صورى است] و فردا نجات يابد، و بسا خوشزبانِ زيبامنظرِ بزرگشأن [و داراى زيبايى ظاهرى] كه فردا در قيامت هلاكشدنى است.» 1 در عين حال، در موارد فراوانى به برخى زينتهاى معنوى 2 به عنوان عامل و زمينهساز خلق و نمايش زيبايى توجّه دادهاند؛ از جمله: «تعدّى و تجاوز در چيزى وجود پيدا نكرد مگر اين كه آن را زشت و بدنما نمود، و شرم و حيا در چيزى نهاده نشد، جز اين كه آن را زينت بخشيد.» 3نكتۀ قابل ذكر در مورد زيبايى آن است كه همه فطرتاً طالب زيبايى هستند، امّا غفلت از حقايق سبب مىشود تا زشتيها را زيبايى بپندارند و به آنها رغبت نشان دهند. به تعبير مرحوم علامه طباطبايى: «انسان مفطور به حبّ جميل است، سادهتر بگويم: عشق به جمال و زيباپسندى فطرى بشر است، همچنان كه خود حقتعالى فرموده: