181به منظور شناخت و معرّفىِ مرتبه، نوع، ميزان و كيفيّت زيبايىِ هر موجودى، آشنايى به موضوعاتى؛ مانند تعريف زيبايى، معيارهاى زيبايىشناسانه، صفات موجودِ مورد مطالعه (به عنوان موضوعات اصلى و برخى موضوعات فرعى ديگر؛ چون) زمان، مكان، جهانبينى و فرهنگِ ارزيابىكننده و ارزيابىشونده ضرورت دارد. در عين حال، گفتنى است به جهت پرداختن به اين موضوعات در مواضعى ديگر، 1 از توضيح آنها احتراز و تنها به اشارۀ مواردى كه براى ادامۀ بحث مورد نياز هستند، بسنده مىشود.
با هر تعريفى از زيبايى و با هر معيارى كه براى شناخت و ارزيابى آن برگزيده شود، پيامبر(ص) زيباست؛ به عبارت ديگر، وجيزۀ حاضر در پى آن نيست تا زيبايى را از نظر جوامع يا جهانبينىها تعريف كند، يا به دنبال اين نيست توضيح دهد كه آدميان با ادراكِ چه خصوصيّاتى در پديدهها، آنها را زيبا مىيابند، يا نمىخواهد به شرح شرايطى بپردازد كه تحت آن شرايط زيبايى ادراك مىشود. بلكه بر اين باور، و در پى توضيح اين مطلب است، هر تعريفى از زيبايى مدّ نظر قرار گيرد، هر معيارى براى توضيح و ادراك آن معرفى شود، هر تعداد مراتب و درجات براى آن تبيين شود و هر مقوله و قلمروى براى ظهور و تجلّى زيبايى تعريف شود، به سهولت مىتوان جلوۀ بارز زيبايى را در نبىّ مكرّم اسلام(ص) مشاهده و ادراك كرد. به سخن ديگر، با عنايت به جاودانگى،