171در سيرۀ ائمّۀ معصوم نيز مواردى قابل ذكر هستند كه در آنها گريه به عنوان عامل آگاهىدهنده و زايلكنندۀ غفلت مورد استفاده و استناد قرار گرفته است. از جمله: حسن وشا نقل كردهكه امام [رضا] (ع) جريان خروجش از مدينه را برايم اين گونه تعريف كرد:
«زمانى كه مىخواستم از مدينه به خراسان بيايم، عيال و خويشانم؛ از زن و فرزند و خواهر و برادر و كنيز و غلام، همگى را جمع كردم، از آنان خواستم بر من گريه كنند، تا گريۀ ايشان را بشنوم و در زيارت امام خوانده مىشود:
السّلامُ عَلى مَن أَمَرَ أَوْلادَهُ وَ عِيالَِهُ بِِالنّياحَةِ عَلَيْهِ قَبْلَ وُصُولِ القَتْْلِ إلَيْهِ.» 1
از نشانههاى متّقين آن است كه همواره در پى رفع غفلت خويش هستند، چنان كه اميرالمؤمنين در وصف متّقين مىفرمايد: «هراس [متّقى] از غفلتى است كه مبادا گريبانگيرش شود و شادمانىاش از فضل و رحمتى است كه نصيبش گشته». 2 همچنين در وصف انسان متّقى آمده است كه: «صدا به خنده بلند نمىكند.» 3 و اين اصولاً روش اسلام است كه در جهت احياى فطرت الهى انسان، جهت خروج او از رؤياى نسيان و فراموشى و غفلت اهتمام دارد. در حقيقت آگاهى (تذكّر) به وحدانيّت الهى يا فطرتى كه انسان بر آن خلق شده، ضرورت هر عمل اسلامى است.