126تا پيامبران الهى را بشناسى، و با شناخت صفات و كمالات الهى به پرورش و اصلاح خويش بياغازى و به سوى او توبه و بازگشت كنى. 1
وقوف در مشعرالحرام
اذان مغرب روز عرفه، همچون جرس رحيل است. گويا در صور دميدهاند. همۀ اولاد آدم (پس از اداى فريضۀ مغرب) مضطرب و نگران به سمت مشعرالحرام در حركتاند. اينجا، جلوۀ بسيار كوچكى است از محشر، صدهاهزار انسان در هم و بر هم، علىرغم وجود حملهدار و پرچم و نام و نشانه و شمارۀ كاروان و اتوبوسهاى مشخّص، همگى نگران، نگران گم شدن، دلهرۀ جاماندن، مضطرب از دير رسيدن به مشعر و گاهى ترس، ترس از تاريكى، و سرعت زمان كه در اين ايّام دوچندان شده است.
آنجا، در مشعرالحرام، هم بايد وقوف كنند. اين يكى، در شب است، تا طلوع آفتاب. كجا؟ در مشعرالحرام، مزدلفه، وادى محسّر. چرا محسّر؟ يادآورى ابابيل، آن مجريان امر الهى و محلّ هلاكت سپاه ابرهه. و در اينجاست كه به عكس شب قبل (در عرفات) و شبهاى بعد (در منى) چادرى و فرشى و زيراندازى نيست. اگر خواستى استراحت كنى و نماز بخوانى، روى زمين، خاك بيابان، يا حدّاكثر آسفالت جادّه. و جالب است كه كسى (به ويژه از گروههاى پزشكى) به ياد ندارد كه در مشعر گَزِشى گزارش شده باشد. مىگويند همۀ حشرات در اين چند روز به