123عرفات هستند) ارتباط ناگسستنى دارد. در عرفات بمان تا عارف شوى، به چه چيز؟ به خدايت، به راهت، به باورهايت و به اين كه براى تحصيل غفران الهى بايد توبه كنى و از او بخواهى، همچون پدرت، آدم(ع)، كه پس از توبه و اعتراف به خطاى خويش، مشمول رحمت و غفران الهى گرديد. كه براى شايستگى كسب غفران و رحمت الهى، معرفت به گناه و اعتراف به آن يك اصل اساسى است. و اين روش بندگان خاصّ و برگزيدۀ خداست كه از زمان آدم(ع) آغاز مىشود. او و همسرش پس از آن كه فريب شيطان را خوردند و از ميوۀ درخت ممنوع تناول كردند و به زمين هبوط يافتند، خويش را مقصّر مىدانند و از ظلم و اسراف در مورد خود سخن مىگويند و توبه مىكنند: قٰالاٰ رَبَّنٰا ظَلَمْنٰا أَنْفُسَنٰا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنٰا وَ تَرْحَمْنٰا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخٰاسِرِينَ ؛ «گفتند: خدايا! ما بر خويش ستم كرديم و اگر تو ما را نبخشى و به ما رحمت و رأفت ننمايى بىگمان از زيانكاران شدهايم.» 1 نمونۀ بارز ديگر آن داستان حضرت يونس(ع) است كه صراحتاً به تنزيه و تسبيح الهى اعتراف نموده و در بليّهاى كه به آن گرفتار شده است، خويش را مقصّر مىنامد: لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ أَنْتَ سُبْحٰانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظّٰالِمِينَ ؛ «الهى، خدايى به جز ذات يكتاى تو نيست، تو از شرك و شريك و هر عيب و آلايش پاك و منزّهى و من از ستمكارانم.» 2به هنگام وقوف در عرفات، سعادت عظمايى نيز نصيبت مىشود. بىگمان همراه امام زمان خود هستى كه او نيز بىشك، در اين ساعات خود را به عرفات مىرساند. چرا كه «وقوف» محدوديّت زمانى و