121بايد با احرام از كعبه دور شد، از مكّه خارج شد، حتّى به بيرون از حرم رفت. رفت تا دانست و متذكّر شد و به ياد آورد و با جان دريافت كه: خدا در همه جا هست، و خداىِ همهجا هم «يك»ى است. حاجى بايد به خارج از حرم برود. به صحراى عرفات. برود تا بداند كه كعبه نشانه است. اصلاً كعبه از آن جهت كعبه است، از آن رو قبله است، كه او چنين خواسته، تا تو راه را گم نكنى، تا مقصد مادّى و طبيعى همۀ عالميان باشد، تا وعدهگاه همۀ اولاد آدم باشد، تا عامل و زمينهساز وحدتشان شود.
پس از محرم شدن و احرام پوشيدن، بايد ظهر روز عرفه در عرفات بود، امّا معمولاً براى آن كه حاجيان زحمت كمترى تحمّل كنند، آنان را در پايان روز هشتم، شب هنگام، پس از نماز مغرب، به سمت عرفات حركت مىدهند. همۀ حاجيان، پياده و سواره به سمت عرفات در حركتاند. از خانه دور مىشوند و به صاحبخانه نزديكتر. و مراد از اين نزديكى، قرب مكانى نيست، كه او از رگ گردن به انسان نزديكتر است. نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ؛ «و از رگ گردن به او نزديكتريم.» 1 چون به دستورش عمل مىشود، ذكر او و نام او در ذهن مىآيد و تثبيت مىشود و تو از غفلت رها مىشوى، و بالاترين سعادت «رَستن» از «غفلت» است و «آگاهى» به «حضور».
وقوف در عرفات
پس از اذان (نماز) مغربِ روز هشتم ذىالحجّه حركت حاجيان به