106روح كه از مجرّدات است، ياراى عبور از مادّه و طبيعت ندارد، مگر آنكه فيض روحالقدس مدد فرمايد، و البتّه با ارادهاى كه به تو دادهاند، بايد بخواهى كه به روح خود اجازۀ پرواز و ادراك بدهى و او را از قفس تن آزاد كنى.
ميان عاشق و معشوق، هيچ حايل نيست
تو خود حجاب خودى، حافظ از ميان برخيز
طواف
با حضور در كنار كعبه، هنگامۀ مناسك آغاز مىشود. هنگامِ اتّصال قطره به دريا. زمانِ پيوستن يك مسلمان به درياى امّت اسلام. و اوّلين گامِ مناسكِ حجّ، طواف است. طواف يعنى هفت دور به دور كعبه از راست به چپ و در جهت خلاف عقربههاى ساعت چرخيدن. قلب و دل خود را به كعبه سپردن. طواف نمادى است از آنچه حول عرش الهى و بيتالمعمور مىگذرد، جلوهاى است از كائنات در مقياسى قابلرؤيت، از كهكشانها، منظومهها، زمين، از حركت، از آرامش، از قانونمندى، عبوديّت و هماهنگى، از قُرب، از پيروى، از نظم، از قدر و اندازه، از وحدت هدف و آرمانگرايى، از غايتانگارى، از همراهى، از دعا و نيايش، از تمنّا و خواستن، از عزّت، از بيعت با خدا، از «اِنّا لِلّه» و از «اِنّا إِلَيه»، از هر چه حُسن و جمال و خير و خوبى است، و خلاصهاى است از تاريخ بشريّت. «طواف» زيباترين جلوۀ قانون «وحدت در كثرت» و «كثرت در وحدت» (يكى برابرِ همه و همه برابرِ يكى) است.