72روز كسانى كه حق شفاعت ندارند عاجزند. آن روز رابطه حكومت نمىكند، در آن روز برادر از برادر و فرزند از پدر و مادر فرار مىكند:
«يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ » 1 مانند جايى كه آتش سوزى شده يا سيل و طوفانى آمده باشد، كه در چنين صحنهاى هيچ كس به فكر ديگرى نبوده و هر كس به فكر نجات خويش است. آن روز تنها كسانى به فكر ديگرانند كه به اسرار ولايت و حج آشنايند، مؤمن راستين و حاجى واقعى مىباشند اينها از كسى فرار نمىكنند. و مىكوشند افتادهها را دريابند.
آنگاه مردى به امام سجاد - سلاماللّٰه عليه - عرض كرد: ما وقتى اعمال عرفات، مشعر و مِنىٰ را انجام داده و فراغتى پيدا مىكنيم، در سرزمين مِنىٰ به جاى بيتوته، به ياد نياكان، تبار، اجداد و پدرانمان مىافتيم، خوبيها و فضايل آنها را ذكر مىكنيم و غرضى به عنوان فخر فروشى نيز نداريم.
بلكه مىخواهيم حقوقشان را ادا كنيم. آيا اين كار رواست يا روانيست؟ وجود مبارك امام سجاد - سلاماللّٰه عليه - در جواب فرمود: شما مىتوانيد راه بهترى را طى كنيد كه هم ثواب بيشترى ببريد و هم حقّ گذشتگانتان را بهتر ادا كنيد.
قبل از تبيين و توضيح پيرامون جواب امام سجاد - سلاماللّٰه عليه - تشريح يك نكتۀ تاريخى و تفسيرى سودمند است. آن نكتۀ تاريخى اين است كه: حج در زمان جاهليت و بت پرستى نيز بود كه عدهاى در ايام منىٰ مفاخر نياكانشان را به عنوان فخر فروشى ياد مىكردند. همانطورى كه در بازار «عُكاظ» از زيادى ثروت، قبيله يا قدرت غارتگرى بستگانشان سخن مىگفتند و اين را مايۀ فخر مىشمردند و مىگفتند: قبيلۀ ما بقدرى