48استهداء مىكردند. يعنى زائرانى كه از مكّه برمىگشتند، براى آن حضرت آب زمزم را هديه مىآوردند و وجود مبارك پيامبر - صلىاللّٰه عليه وآله - آب زمزم را به عنوان هديه قبول مىكرد. آب زمزم آنقدر پربركت است كه پيغمبر - صلىاللّٰه عليه وآله - آن را به عنوان هديه قبول مىكند.
آبى است كه به بركت دودمان خليلِ حق جوشيد و هنوز هم بعد از هزاران سال مىجوشد. با اينكه مكّه سرزمين برف و يخ و باران فراوان نيست، جوشيدن اين چشمه در طى هزاران سال، بسيار شگفتآور است. گرچه چاهها و قناتهاى ديگرى افزوده شد، ولى آن آب (زمزم) همچنان در حال جوشش است.
امام سجّاد - سلاماللّٰه عليه - پرسيد: اشراف بر آب چاه زمزم پيدا كردهاى؟ آيا مقدارى از آب زمزم را نوشيدهاى؟ آيا در هنگام اشراف و نوشيدن، هنگامى كه بالاى اين چاه آمدى به اين قصد بودى كه «خدايا! هر چه طاعت توست پذيرفتم، هرچه معصيت تو است ترك كردم؟» كه معناى نوشيدن آب زمزم و اشراف بر آن، اين است.
شبلى عرض كرد: نه.
امام - عليهالسلام - فرمود: پس تو اشراف پيدا نكردهاى.
زائر بيتاللّٰه كه به اسرار حج آشناست. وقتى آب زمزم را بر سر و سينه يا در كامش مىريزد، قصد مىكند: «خدايا! آنچه طاعت توست نوشيدم.» من جام طاعت نوشيدم و جام معصيت را ترك كردم. آنگاه نوبت به سعى بين صفا و مروه مىرسد.
حضرت، طبق اين حديث مُرسل به شبلى فرمود: «آيا بين صفا و مروه سعى كردى؟ عرض كرد: آرى. امام - عليهالسلام - فرمود: در هنگام