122پرنمىرود. لذا به هيچكس نمىگويند: چه آوردى؟ به همه مىگويند: چه مىخواهى؟
مسألۀ زيارت خانۀ خدا، به عنوان ضيافت و مهماندارى است. ما بايد متوّجه باشيم كه مبادا خداى ناكرده، كارى را كه خير بود و از ما صادر شد، آن را به حساب خودمان بياوريم و بگوييم: خدايا! ما اين مقدار كار خير كرديم! اينها مال اوست. وقتى به خانۀ او مىرسيم، مىگوييم:
«اَلحَرمُ حَرمُك، البَلَدُ بَلَدُك، البَيْتُ بَيْتُك وَ انَا عَبدُك بِبابِك» ، همان بيانى كه امام سجاد - سلاماللّٰهعليه در دعاى ابو حمزۀ ثمالى در سحرهاى ماه مبارك رمضان عرض كرد:«سيّدى عبدك ببابك اقامته الخصاصة بين يديك». عرض كنيم خدايا! فقر و تهيدستى ما را به اينجا آورده است، ما چيزى نياورديم، آمديم كه چيزى ببريم. اگر كسى به اعتماد اعمال خود به زيارت خانۀ خدا برود ضرر كرده است؛ چون مال خدا را مال خود پنداشته. آن خيرات كه از توفيقات و نعمتهاى الهى بود. و بايد به خاطر آنها خدا را ستايش كرد.
پس اين داستانها و آن اسرار از يك سوى، و اين داستانها از سوى ديگر، براى آن است كه منافع، فوايد و راز و رمز مناسك حج را بازگو كنيم.
مطلب ديگر آن است كه وقتى زائر بيتاللّٰه، در برابر درِ كعبه مىايستد، سمت چپ او حجرالأسود است و سمت راستش مقام ابراهيم و مانند آن. ولى وقتى دقت مىكند و خانۀ خدا را حساب مىكند، مىبيند حجرالأسود سمت راست خانۀ خداست و مقام ابراهيم سمت چپ. سرّش آن است كه مقام رسول اكرم - صلى اللّٰه عليه و آله - به منزلۀ يمين و سمت