117طرف ذات اقدس اله مأمور شد تا اعلان حج كند، كه: «وَ أَذِّنْ فِي النّٰاسِ بِالْحَجِّ...». به مردم دستور داد كه حج بياييد. حضرت خليل طبق اين نقل، بالاى كوه ابى قُبيس رفته، و دستور الٰه را اعلان كردند كه: «از هر راهى كه هست، به زيارت بيت خدا مشرّف شويد». مرد و زن جهان بشريّت كه در اصلاب و ارحام پدران و مادرانشان بودند، همه گفتند: «لبيك». اين صحنۀ لبيك گويى به دعوت خليل، مشابه صحنۀ لبيك گويى دعوت خداست در جريان عالم ذرّية. همانطورى كه آن صحنه الآن هم هست، صحنۀ تلبيۀ دعوت خليل نيز الآن هست. يك قضيۀ تاريخى نبود. چون سخن از ذرات ريز نيست. سخن از صُلب و رَحم نيست. سخن از فطرت است و روح. چه در مسأله عالم ذريهاى كه: وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مطرح كرد و چه در آنچه كه در آيه «وَ أَذِّنْ فِي النّٰاسِ بِالْحَجِّ». در حقيقت ارواح بشر و فطرتهاى آنان پاسخ مثبت داده است، هم به دعوت خدا و هم به دعوت خليل خدا. آنها كه در دعوت خليل خدا، خليل را ديدند، هنگام لبيك هم مىگويند: «لبيك داعى الله ، لبيك داعى الله » . آنها كه هنگام تلبيۀ اعلان حضرت خليل، صاحب اصلى؛ يعنى ذات اقدس اله را مشاهده كردند، آنها هنگام تلبيه مىگويند:
«لبيك ذا المعارج لبيك ، داعيا الى دارالسلام لبيك ، مرهوبا مرعوبا اليك لبيك ، لبيك لا معبود سواك لبيك ، لبيك لا شريك لك لبيك » و مانند آن. كه به خود خدا پاسخ مىدهند.
اين دو نوع پاسخ دادن، دو نوع عبادت كردن و دو نوع آگاهى داشتن، در بسيارى از مسائل دينى مطرح است؛ مثلاً افراد عادى كلمات قرآن را كه تلاوت مىكنند، براى آنها مطرح نيست كه اين سخنان را از كجا دارند