186
خداوندا! بسى حسرت كشيديم
به سوى مدينه
شهرى كه زيبايىها دارد. در غربت پيامبراكرم(صلّى اللّٰه عليه و آله) حضرت را با آغوش باز پذيرفتند و هنگام ورودش، سرودها خواندند، از آن بزرگوار استقبال شايانى كردند. حضرت را يارى نمودند، خانههاى خود را در اختيار مهاجران گذاشتند، رسولخدا(صلّى اللّٰه عليه و آله) را در جبههها و جنگها يارى نمودند. پيام حضرتش را به اطراف رساندند.
شهرى كه بيشترين آيات حقوقى و اجتماعى و سياسى و اقتصادى و اخلاقى در آن نازل گشت.
شهرى كه طرح اخوت و برادرى اسلامى در آن پايهريزى شد.
شهرى كه بنيان حكومت اسلامى در آن ريخته شد.
شهرى كه از آنجا، دانشجويان مكتب امام صادق(عليه السّلام)، علم را به روى جهانيان گشودند. اينها، گوشهاى از زيبايىهاى اين شهر بود.
ولى در همين شهر، امامان ما شهيد شدند. جنازۀ مبارك امام حسن مجتبى(عليه السّلام)، تيرباران شد، فاطمۀ زهرا(عليهاالسّلام) در آن كتك خورد و اشكها ريخت و خطبهها خواند. در اين شهر، بزرگترين