94تناقضِ دروغهاى اين كمحافظهگان دروغگو را آشكار ساخته است و چه خوب از عهدۀ اين كار برآمده است و فضايل جعلى انباشته شده در كتب قديمى را كه در مورد حاكمان بىتقوا و حكّام بىتعهد و لاقيد نسبت به شرع و اخلاق و دين و شرف نقل شده، بيان كرده است. 1
رابطهها، ديدارها، ذِكرها
در آن روزگار خشن و خفقانزده نسبت به «راه راست»، احياى فرهنگ اهلبيت يك تلاش مثبت و سازنده محسوب مىشد. خطّ فكرى امامان و طرح هدايتى ائمه، بهعنوان راه كمال انسان و نجاتِ امت، در آشفته بازار آن همه خطوط گوناگون و جريانهاى فكرى و سياسىِساخته و پرداختۀ دستگاههاى حاكم يا منحرفين شهرتطلب، عروةالوثقاى اطمينانبخش و خوبى بود كه مىتوانست مردم را در «صراط مستقيم»، آگاهى و وحدت و انسجام بخشد.
از اينرو تبيين و ابلاغ و احياى اين فرهنگ و خطّ، بيشتر به دوش پيروان ائمه و شيعيان فداكار و آماده براى ايثار و تلاش، سنگينى مىكرد.
يكى از روشهاى عملى و اقدامهاى مفيد براى اين طرح، داشتن رابطههاى مكتبى و جلسهها و ديدارها و همفكرىهاى فعال براى رسيدن به اين هدف بود. طرح مسائل مكتبى و حياتى و نقل سخنان ائمه و روايت كردن احاديث پيشوايان حق، كمك مؤثرى به زنده ماندن اين خطّ در ذهنيت و عينيت مردم آن روزگار مىكرد. از اينرو، تأكيد و تشويق ائمه به داشتن چنين جلساتى و نشستها و رفت و آمدها و رابطهها و مذاكرهها و پيوندهايى بر محور ولايت و امامت آن معصومين، جاى بسى دقت و تأمل است.
چيزى كه در احاديث مكرّر شيعه، به عنوانِ «امر» از آن ياد شده است. 2 و بهخاطر جوّ آن روز ائمه به ناچار بهصورت سمبليك و كنايى و با رمز و اشاره از آن ياد