92زندگى را در شديدترين شرايط سانسور و خفقان ناشى از سلطۀ بنىعباس و پيش از آنان بنىاميه بسر برند.
حوادث تاريخ، روشنگر و تبيين كنندۀ يكديگر و مفسّر هماند. ممنوعيت نام على(ع) در دورۀ بنىاميه و جلوگيرى از زيارت حسين(ع) و بيان فضايل اهلبيت عصمت، در عصر حاكميت امويان و عباسيان، اگر در قرنهاى بعد، اندكى باورنكردنى به نظر مىرسيد، حوادث مشابهى در مورد ادامهدهندگان و اخلافِ هر يك از اين دو خط و دو جريان حق و باطل و نور و ظلمت، بهخوبى روشنگر گذشته است.
در عصر خفقانِ رضاخانى هم، عزادارى بر حسين(ع) قدغن بود و مخفيانه در خانهها انجام مىگرفت. در دورۀ پهلوى هم، نام و نوار و اعلاميه و رساله و كتاب حضرت امامخمينى و به ديدار او رفتن ممنوع بود و همسنگران و همراهان رهبر در جهاد با ستم در عصر سلطنت طاغوت، مورد تعقب و تهديد و تضييق و تبعيد قرار مىگرفتند.
ولى مگر تبعيدىها سكوت مىكردند و زندانيان تن به تسليم مىدادند؟
در عصر خلفا نيز پيروان حق چنين بودند و همچنان كه قبلاً اشاره شد، امامان شيعه - بهعنوانِ محور اينگونه تحرّكها - براى دعوت مردم به چكادهاى بلند حق و خورشيدهاى روشنىبخش و حرارتآفرين ايمان و عدالت، با شيوهها و برنامههايى، در جهت احياى فضيلتهاى فراموش شده و مطرح ساختن نمونههاى عينى كمالات و مجسمههاى تقوا و پاكى و ارزشهاى مكتبى، تلاش مىكردند.
آنچه با عنوانِ «شعر، ذكر و زيارت» مطرح مىشود اشاره به بعضى از اين شيوهها و برنامههاست. اينگونه فعاليتها و استفاده از اين نوع قالبها و شيوهها، برخى بيشتر به دورانِ حياتِ ائمه مربوط مىشود و بعضى ديگر پس از شهادت ائمه هم مىتواند مورد استفاده و عمل قرار گيرد.
نوشتن و گفتن و نشر فكر، از اسلوبهاى مهم تبليغى در رابطه با يك فكر و فرهنگ و سياست است. وقتى پيروان باطل از زبان و قلم و شعر و شيوههاى تبليغى بهره