180حضرت، دشمنان بسيارى داشت. بستگانِ كسانى كه در ميدانهاى جنگ - چه در زمان و در ركاب پيامبر و چه در زمان خلافت خودِ آن حضرت - به تيغ ذوالفقارش به هلاكت رسيده بودند، نسبت به او كينه داشتند. باند تبهكار بنىاميه، منافقان كافردل، خوارج نهروان و بازماندگان آنان، دشمنى آن حضرت را به صورت شديدى در دل داشتند و بيم آن مى رفت كه عداوت خود راحتى نسبت به قبر مطهرش هم نشان بدهند. بنابر روايات، خوف آن بو د كه خوارج و ديگران، قبر آن حضرت را نبش كنند. 1
چارهاى نبود جز اينكه براى ردّ گم كردن، به شيوهاى عمل كنند كه كينهورزان و دشمنان نتوانند اهانت و جسارتى كنند.
«...اولاد على(ع) پس از شهادتش تصميم بر پنهان نگهداشتن قبرش گرفتند، از ترس اينكه مبادا بنىاميه نسبت به قبر حادثهاى پيش آورند. از اينرو محلّ قبر را براى مردم مبهم ساختند و مردم را به وهم انداختند. به اين صورت كه در شب دفن، تابوتى را با ريسمان به شترى بستند. در حالى كه از تابوت، بوى كافور به مشام مىرسيد، آن را در تاريكى شب همراه جمعى از افراد موثّق، از كوفه بيرون بردند، تا چنين وانمود كنند كه به مدينه مىبرند تا در كنار فاطمه(عليها السلام) به خاك بسپارند. استرى ديگر را همراه با جنازهاى پوشانده بيرون بردند و وانمود كردند كه مىخواهند در «حيره» دفن كنند. در مسجد، در «دارالأماره»، در منزل يكى از اصحاب، در «كناسه» و در «ثويه» چند قبر كندند و به اين صورت، مردم نسبت به موضع دقيق دفن آن حضرت در ابهام ماندند و محلّ واقعى دفن را جز فرزندان آن حضرت و اصحاب خاص كسى نمىدانست. آنان حضرت را هنگام سحر 21رمضان در نجف (در موضع فعلى مرقد مطهر) به توصيۀ خود امام، دفن كردند در حالى كه مردم با ديدن تابوت و جنازه و برنامههاى شب، در حيرت و ابهام بودند كه على(ع) در كجا دفن شد...». 2
اين تدبير و دورانديشى، بسيار بهجا بود و گذشت زمان هم صحت آن را نشان داد. در دوران خفقانبارى كه شيعيان خالص و افراد مطمئن از محلّ دفن حضرت مطّلع