172بيكرانها، تأمل و ترديد روا نداشتند و از اين جهت به والاترين مفهوم بلوغ انسان، در عرصۀ رابطۀ «انسان - خدا» و «انسان - ابديت» دست يافتند.
مضمون «دوّم» مربوط است به اين جهت كه شهيدان، در راه اقامۀ عدل و ايستادگى در برابر جباران و ستمگران، و امر به معروف و نهى از منكر، خون خود را دادند و جان خود را باختند و از اين جهت به والاترين مفهوم بلوغ انسان در عرصۀ رابطۀ «انسان - جامعه» دست يافتند.
صاحب الغدير (مرحوم علامۀ امينى) از غفلتى كه شيعه از اين مكتب آموزنده دارد، نيز متألّم بود و همواره مىخواست كه اين انبوهان جماعتهاى شيعه كه از سراسر جهان، به سر تربت امامان مىروند، يا در درون آبادىهاى خويش، همواره مقابر اولاد پيامبر را با شكوه نگاه مىدارند و براى اين نگهداشت هزينهها صرف مىكنند و به زيارت آنان مىشتابند و بدين آثار، تبرّك مىجويند و خجستگى مىطلبند، اين همه اقدام، اينسان ساده نباشد و بازده جدّى پرورشى داشته باشد». 1
چنين تأثيرگذارى، نهتنها در بارگاه والاى امامان معصوم، بلكه در كنار مرقد و مزار هر عالم پاكدل و عالىمقام، و هر عارفِ وارسته و خداجوى، و هر شهيد جانباخته در راه حق، فراهم است. و اگر نيست بايد فراهم گردد.
اينان، الگوها و اسوههايى بوده و هستند كه تجليل از آنان و احياى آثارشان، الهامبخش جامعه است و فروغ حقطلبى و ايمان و پاكى را در دلها زنده نگه مىدارد. اين مزارها، بايد هر كدام، كلاسى تربيتى و مكتبى آموزنده باشد.
«...امامزادههايى كه امروز، در صعبالعبورترين و پرتترين نقاط كوهستانها مىبينيم، مدفن شهداى علوى و شيعى است كه بعد از آن قتلعام و كشتار، به بيابانها و كوهستانها پناه مىبردند، تا به دور از چشم عمّال و داروغههاى خلافت، به قلب تودههاى دورترين روستاهاى تشنۀ عدالت، نفوذ كرده، آنها را در دل سهمگينترين كوهستانها و بيابانها عليه دستگاه حاكمۀ جور بياشوبند و بذر مقدّس مبارزۀ ائمۀ شيعه را در عمق دلهاى آرزومند و رنجديدۀ آنها بپاشند و آن را نسل به نسل، بارورتر كنند. چنين است كه در پشت هر تپهاى، كنار هر