92
وَإِنْ مِنْ شَىْءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ ، 1 آن هم نه به شكل تجافى كه مستلزم نابودى و زوال است، بلكه به گونۀ تجلّى. بنابراين، همۀ موجودات جهان مادّه، اصلى دارد كه نزد خداوند محفوظ است و برابر هندسهاى خاص از آن اصل فرو فرستاده مىشود و هر آنچه فرو فرستاده شده نشانه و آينه خداست؛ «
الحَمْدُ لِلّهِ المُتَجَلِّى لِخَلْقِهِ بِخَلْقِهِ ». 2 چنانكه به سوى او باز مىگردد:
أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الأُْمُورُ . 3
از جملۀ اين امور، اجزاى كعبه و اركان آن است كه اصلى پاك در پيشگاه خدا دارد و همۀ اين امور از آن اصل طيب نازل شده است. 4 گواه اين سخنْ روايتى است كه دربارۀ راز تربيع كعبه وارد شده و در آن آمده است كه كعبه در محاذات بيتالمعمور، و بيتالمعمور در محاذات عرش واقع است و عرش چهارضلع و ركن دارد، از اينرو كعبه نيز مربع و بر چهار ركن ساخته شد. آنگاه امامصادق(ع) در بيان راز تربيع عرش فرمود: اين بدان جهت است كه كلماتى كه اسلام بر آن بنيان نهاده شده چهارتاست و اين كلمات همان تسبيحات اربعه («
سُبحانالله » و «
الحمدلله » و «
لاإله إلا الله » و «
اللهأكبر ») است. 5
مفاد كلام بلند و نورانى امامصادق(ع) اين است كه تسبيحات اربعه كه نظام هستى بر آنها مبتنى است، سبب تحقّق عرش مربع است و تكوّن عرش مايۀ تحقّق بيتالمعمور، و بالأخره بيتالمعمور سبب تحقق موجودى طبيعى در عالم طبيعت مىشود كه كعبه است و چهار ديوار دارد. يعنى آنچه در عالم طبيعت است الگويى از عالم مثال است، و عالم مثالْ خود الگويى از عالم مجرّدات تامّ است، و عالم مجرّدات تامّ نيز الگويى از اسماى حسناى الهى است كه فوق تمام است. خلاصه اينكه، آن نظام ربّانى به ترتيب درجات وجودى، مايۀ تحقّق نظام عقلى، مثالى و طبيعى است.