46براى شرح اين نكته بايد گفت: حرم احكامى دارد كه بيانگر عزّت و فضيلت آن است. همۀ آن احكام، بر اثر حرمت و عزّت كعبه است. گواه بر اين مطلب روايتى است از اميرمؤمنان امامعلى(ع) دربارۀ راز وقوف در عرفات و عدم وجوب وقوف در حرم، كه فرمود: چون كعبه، خانۀ خداست و حرم، درِ آن خانه است. پس چون آهنگ آن را كنند خداوند آنها را در كنار آن در نگه دارد تا به درگاهش تضرّع كنند؛ «
لأنَّ الكَعْبَةَ بيتُهُ والحَرَمَ بابُهُ فَلَمَّا قَصَدُوهُ وافِدينَ وَقَفَهُم بِالبابِ يَتَضَرَّعُونَ ». سؤال شد: چرا مشعرالحرام در حرم قرار داده شد؟ فرمود: چون وقتى خداوند به زوّار اذن دخول داد آنها را در حجاب دوم نگاه داشت و هنگامى كه تضرّع آنان در آنجا به درازا انجاميد، بدانها رخصت داد تا قربانىهاى خود را نزديك كنند تا چون پليدى و چرك خود را گذاردند و به قربانىها از گناهانى كه ميان آنها و خدا حجاب شده بود پاك شدند، اجازه دهد با طهارتْ بيتالله را زيارت كنند؛ «
لِأَنَّهُ لَمَّا أَذِنَ لَهُمْ بِالدُّخُولِ وَقَفَهُمْ بِالْحِجَابِ الثَّانِى فَلَمَّا طَالَ تَضَرُّعُهُمْ بِهَا أَذِنَ لَهُمْ لِتَقْرِيبِ قُرْبَانِهِمْ فَلَمَّا قَضَوْا تَفَثَهُمْ تَطَهَّرُوا بِهَا مِنَ الذُّنُوبِ الَّتِى كَانَتْ حِجَاباً بَيْنَهُمْ وَبَيْنَهُ أَذِنَ لَهُمْ بِالزِّيَارَةِ عَلَى الطَّهَارَةِ ». 1
بنابراين، حرمت سرزمينى كه خداوند هرچيزى را در آن محترم شمرده بر اثر حرمت كعبه است، امّا گرچه كعبه يگانه قبله و مطاف جهانيان است و زندگى و مرگ همۀ مسلمانان به سمت آن است و آهنگ بهسوى آن همان هجرت بهسوى خداست و نيز گرچه براى مكه ويژگىهاى فقهى و سياسىِ ثابتى است كه ديگر مكانها و شهرها فاقد آن است و همچنين گرچه براى حج و مواقف آن ابعاد خاص سياسى عبادى مطرح است كه ديگر عبادتها اين خصوصيات را ندارد، ليكن همۀ اين مزايا و ويژگىها مرهون ولايت و امامت است.
راز نكتۀ اخير اين است كه هم رهبرىهاى ملكوتى اعمال و نيّات و ادعيه و مشاهدۀ آيات بيّنات و پىبردن به اسرار معنوى حج و مانند آن در پرتو ولايت تكوينى اماممعصوم(ع) است و هم رهبرىهاى سياسىِ حج و مواقف آن و جهت دادن به اجتماع انبوه جهانيان بر محور بنايى پاك و آزاد و بهرهبردارى از افكار اقطار عالم و سيراب كردن تشنگان استقلال و