45
فصل پنجم:ولايت، روح حجّ
حج بدون «ولايت» و آهنگ كعبه بدون «امامت» و حضور در عرفات بدون «معرفت امام» و قربانى در منا بدون «فداكارى در راه امامت» و رمىجمره بدون «طرد شيطان استكبار درونى و بيرونى» و سعى بين صفا و مروه بدون «كوشش» در شناخت و اطاعت امام» بىحاصل بوده، سودى نخواهد داشت؛ زيرا گرچه يكى از مبانى اسلامْ حج است ليكن هيچيك از نماز و زكات و روزه و حج همانند ولايت، ركن استوار اسلام نيست و هيچ دعوتى از طرف خداوند به اندازۀ دعوت به ولايت و امامت نيست؛ «
وَلَمْ يُنادَ بِشىءٍ كَما نُودِىَ بِالْولايةِ ». 1
منشأ حرمت و عزت كعبه
از جمله امورى كه برهان عقلى بر آن اقامه شده، ضرورت منتهى شدن هر بالعرض به بالذّات است. براساس اين صال كه برهان و قرآن بر آن توافق دارند، همانگونه كه همۀ عزتها به تصريح قرآن به عزّت خدا منتهى مىشود؛ لِلّٰهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ 2، فَلِلّٰهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً 3 هر حرمت و عزّتى كه براى كعبه است بايد به حرمت و عزّت حقّ منتهى شود؛ آنگونه كه اگر امير داير شود بين تخريب كعبه يا هدم حق، بايد كعبه را قربانى و فداى حق كرد.