40
فِيهَا وَلَا سُمْعَةَ ». سپس فرمود: هركس در توشۀ حج وى چيز حرامى باشد، خداوند حج او را نخواهد پذيرفت؛ «
مَنْ تَجَهَّزَ وَفِى جَهَازِهِ عَلَمٌ حَرَامٌ لَمْ يَقْبَلِ اللَّهُ مِنْهُ الْحَجَّ ». 1
بنابراين، حج، توحيد ممثل و نمونهاى از توحيد جامع است و توحيد همان فطرتى است كه خداوند انسانها را بر آن سرشته است و دگرگونى براى آن نيست. توضيح بيشتر در اينباره، همراه با ذكر برخى مصاديق، در فصول آينده، بهويژه در مبحث مربوط به مناسك خواهد آمد.
وحى مجسّم
حج، وحى ممثل است؛ زيرا مناسك آن با وحى تجلّى يافته است و انبيا(عليهم السلام) اين مناسك را از فرشتۀ امين وحى، جبرئيل(ع) فرا گرفتند.
توضيح اينكه، حضرت ابراهيم(ع) پس از بناى كعبه از خداى سبحان خواست تا چگونگى عبادت در آن خانه را به وى بنمايد: أَرِنٰا مَنٰاسِكَنٰا 2. پس از درخواست حضرت ابراهيم، جبرئيل به محضر آن بزرگوار رسيد و پيشاپيش وى اعمال حج را انجام داد و مناسك را به صورت عينى و خارجى به او نشان داد و حضرت خليل نيز همان كارها را تكرار كرد. 3
اين ارائه و آموزش، امرى تازه و ويژۀ آن حضرت نبود، بلكه آدم(ع) در اين عرصه بر وى مقدّم بود و جبرئيل بر او نيز ظاهر شده بود، چنانكه بر افضل انبيا و خاتم آنان نيز نمايان مىشد 4 و رسول اكرم(ص) نيز مناسك را از وى آموخت. امامصادق(ع) در اينباره فرمود: خداوند جبرئيل را به سوى آدم فرستاد. جبرئيل به او گفت: ...خداوند مرا به سوى تو فرستاد تا مناسكى را كه بدانها پاكيزه مىشوى به تو بياموزم. پس دست آدم را گرفت و او را به جايگاه كعبه برد...؛ «
أَنَّ اللَّهَ بَعَثَ جَبْرَئِيلَ إِلَى آدَمَ فَقَالَ: ...إِنَّ اللَّهَ أَرْسَلَنِى إِلَيْكَ لِأُعَلِّمَكَ الْمَنَاسِكَ الَّتِى تُطَهَّرُ بِهَا... » 5.