39
فصل چهارم:حج، تجسّم اصول عقايد
توحيد مجسّم
خلوص، در همۀ عباداتْ معتبر است ليكن تجلّى آن در برخى از عبادات نمايانتر و طرد شرك در آن قوىتر و آشكارتر است. از جملۀ اين عبادات حج است كه توحيد در آن تجسّم يافته و از آغاز تا انجامش نمونهاى از توحيد و طرد شرك است، و از همينرو ترك حج، كفر قلمداد شده است. 1 معناى تجلّى توحيد در حج اين است كه چنانچه توحيد در درجات خود تنزل كند، به حج مبدل مىشود و اگر حج صعود كند، به خداوند مىرسد يا به توحيد مبدل مىشود.
در نقل است كه امامصادق(ع) در دعاى سفر حج فرمود: «
بِسْمِ اللَّهِ دَخَلْتُ وَبِسْمِ اللَّهِ خَرَجْتُ وَفِى سَبِيلِ اللَّهِ ». تا آنكه فرمود: «
فَإِنَّمَا أَنَا عَبْدُكَ وَبِكَ وَلَكَ ». 2 بر اساس اين روايت، حج، سير به سوى خدا و رفتن براى ديدار او و تلاش براى نزديكى به خداست، و روشن است كه بنده جز با توحيد دائم و ناب و طرد شرك جلىّ و خفىّ به مولاى خود تقرب نمىجويد.
شاهد ديگر، سخن پيامبر گرامى¦ است كه در سفر حج پس از حمل جهاز بر راحلۀ خويش فرمود: اين حجّى است كه در آن نه ريايى و نه سمعهاى است؛ «
هَذِهِ حَجَّةٌ لَا رِيَاءَ