212در اين بخش، امامحسين(ع) به خداى سبحان عرض مىكند: «خدايا! گرچه سراسر عالم نشانههاى توحيد است ليكن مرا به نشانهها ارجاع نده؛ زيرا اگر مرا به اثار آفاقى يا انفسى ارجاع دهى تا از نشانهها به صاحبنشان برسم راه وصول و شهودْ دور مىشود. خودت را به من بنما؛ اين نشانهها توان آن ندارد كه تو را به طول كامل نشان دهد. حتى سرزمين مكه و مواقف حج را كه فرمودى: فِيهِ آيٰاتٌ بَيِّنٰاتٌ ، 1 هيچيك چنان ظهورى ندارد كه تو را بنماياند.
خدايا! تو كه نُورُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ 2و از هر نشانهاى آشكارتر و به من نزديكترى، چرا مرا به نشانهها ارجاع مىدهى؟ پروردگارا! كى غايب شدى تا من براى اثبات وجود تو استدلال كنم؟ استدلال، براى پى بردن از نشانهبه غايب است. تو كه خود فرمودى: أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ، 3 نيازى به دليل و برهان ندارى كه من از آيات به تو پى ببرم. پس خودت را چنان به من بنما كه بىواسطه و با شهود قلبى تو را ببينم».
چنين دعايى سزاست كه مغز همۀ عبادات باشد؛ زيرا خود عبادتى صرف است كه هيچ مجالى براى غير معبود در آن نيست و جز معبود در آن طلب نمىشود و مقصودى جز شناخت معبود به خود معبود، در آن نيست!
اين دعا برهان صديقين را به حكماى متألّه اسلامى تعليم داد و عرفا را نيز به شهود تشويق كرد و متعبدان را هشدار داد و سالكان را بيدار كرد تا در وادى ايمنِ دوست قدم گذاشته و راهى را بپيمايند كه عين هدف است؛ زيرا از خدا به خدا رسيدن يعنى از مقصد به مقصود نائل آمدن.
حضور امامزمان(ع) در حجّ
وجود مبارك حضرتبقيّةالله، حجةبن الحسن
هر سال در مراسم حجّ و بهويژه در