208على بن ابراهيم در اينباره از پدرش نقل كرده كه گفت: عبدالله بن جندب را در عرفات ديدم كه زمانى طولانى دست به سوى آسمان بلند كرده، سيلاب اشك از گونههايش بر زمين سرازير بود، به گونهاى كه من شخص ديگرى را اينچنين در حال مناجات نديدم. هنگامى كه مردم از عرفات عازم مشعر بودند به او گفتم: سى را بهتر از تو در حال نيايش نديدم. عبدالله گفت: به خدا سوگند در آن حال فقط برادرانم را دعا مىكردم؛ زيرا از امامكاظم(ع) شنيدم كه فرمود: كسى كه به دور از چشم برادر (ايمانىاش) در حق وى دعا كند از جانب عرش ندا داده مىشود كه صدهزار برابر آنچه براى او خواستى نصيب تو خواهد شد؛
«مَنْ دَعا لأخيهِ بِظَهْرِ الْغَيْبِ نُودِىَ مِنَ الْعَرْشِ: وَلَكَ مِأةُ ألْفِ ضِعْفٍ مِثْلهِ» . پس شايسته نبود كه من صدهزار برابر دعا مستجاب را به خاطر يك دعا كه برآورده شدنش معلوم نيست واگذارم. 1
قُرب خداوند به بندگان
حج مواقف و مناسكى دارد كه هريك با خصوصيتى همراه است كه در ديگرى نيست يا اندك است. از همينرو، و نيز به قرينۀ حديث شريف نبوىِ
«اَلْحَجُّ عَرَفَةُ»، 2 بعيد نيست در عرفات معرفتى پديد آيد كه آن معرفت در مورد ديگر يافت نمىشود. حج به سبب همين آگاهى خاص كه جز در عرفات يافت نمىشود سبب تعالى و نيل انسان به اوج قلّۀ عالم امكان، يعنى «خُلق عظيم» است.
روز عرفه و سرزمين عرفات هريك مقامى ويژه دارد كه رسيدن بدانها براى آن حجگزارى ميسّر مىشود كه ايندو مقام را در ديگر زمانها و مواقف معيّن حج ادراك كند و بدين ترتيب خود را براى ادراك دعا آماده كند، تا آنكه روح او به عزّ عرش خدا بياويزد و به معدن عظمت برسد و خودْ عظيم شود. 3