130فراطبيعى اينگونه اشياء نورانى است و تحمّل آن ميسور همگان نيست. از اينرو با تنزّل درجۀ وجودى در اين نشئه ظهور كردند. البته به لحاظ تفاوت درجات خزاين الهى، حرمت و كرامت موجودات تنزل يافتۀ از آنها نيز يكسان نيست. چنانكه حجرالأسود را امتيازى ويژه است.
بنابراين، مجرّد استبعاد علمى فرود آمدن حجرالأسود از بهشت، ارزشى ندارد؛ زيرا در علوم طبيعى، از سير افقى موجودات و پيشينه و حال و آيندۀ طبيعى آنها بحث مىشود، اما سير عمودى اشياء و موجودات و بحث از علت فاعلى و غايى آنها از حوزۀ علوم طبيعى - گرچه به پيشرفتهاى فراوانى نيز رسيده باشد - بيرون است.
حاصل اينكه، اولاً، در روايات متعدد و معتبرى وارد شده كه حجرالأسود، سنگى بهشتى و آسمانى است. ثانياً، دليل عقلى يا نقلى بر خلاف آن وجود ندارد. بنابراين، گرچه اثبات مسائل اعتقادى، كه نيازمند قطع و يقين است و نمىتوان در آنها به ظن و گمان اكتفا كرد، با استناد به خبر واحد ممكن نيست ليكن وجهى براى انكار و ردّ روايات ياد شده وجود ندارد.
شهادت حجرالأسود در قيامت
حجرالأسود كه يكى از آيات بينات الهى در كنار كعبه 1 و دست راست خداوند سبحان در زمين است و استلام آن به منزلۀ بيعت با خداست؛
«هُوَ يَمِينُ اللهِ عَزّ وجَلَّ فِى أرضِهِ يُبايعُ بِها خَلْقَهُ» ، 2 همچون مسجد، در قيامت به سود عدهاى شهادت مىدهد. چنانكه اميرمؤمنان امامعلى(ع) در ردّ سخن كسى كه هنگام استلام حجر مىگفت6 مىدانم كه تو سود و زيانى ندارى اما به سبب محبت رسولاكرم(ص) به تو، دوستت مىدارم، فرمود: حجرالأسود نيز در قيامت از جملۀ شاهدان است؛
«فَوَاللهِ لَيَبْعَثَنَّهُ اللهُ يومَ القيامةِ ولَهُ لِسانٌ وشَفَتانِ فَيَشْهَدُ