124خود بر عهده گرفته است؛ فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هٰذَا الْبَيْتِ ، 1 هرگز جايگاه و نيز آيات بينات آن، مانند حجرالأسود، مقام ابراهيم و... از بين نرفت و همچنان از گزند سوانح ناگوار مصون ماند. در حديثى از امامحسين(ع) به اين نكته و راز صيانت آن آيات بينات اشاره شده است. در اين حديث شريف امامباقر(ع) مىفرمايد: بياد دارم كه در مسجدالحرام در خدمت حضرت حسينبن على(ع) بودم و مردم دربارۀ مقام ابراهيم سخنهاى گوناگون داشتند. بعضى مىگفتند: مقام را سيل برد و برخى مىگفتند: مقام در جاى خود باقى است. امامحسين(ع) به من فرمود: مردم چه كردهاند؟ گفتم: مىترسند سيل مقام را ببرد. فرمود: ندا كن، خداوند مقام را آيت و علامت قرار داد و هرگز آن را نمىبرد، آرام باشيد (مردم آرام شدند)؛
«أَنَّ اللهَ تَعالى قَدْ جَعَلَهُ عَلَماً لَمْ يَكُنْ لِيَذْهَبَ بِهِ، فَاسْتَقَرُّوا» . 2
به هر تقدير، ظهور اعجاز الهى در رخدادهاى خطرخيز، ضامن صيانت آيات بيّنه حرم بوده و هست.
بناى كعبه در زمان بنيانگذاران آن، حضرتابراهيم و اسماعيل 9 يا 12 ذراع ارتفاع و دو در داشت. ارتفاع آن در دورۀ قريش يا ابنزبير به 18 ذراع (9 متر) رسيد و در اين حال مسقّف شد، سپس در واقعه حجاج و ابنزبير به 27 ذراع بالغ شد 3 تا به ارتفاع كنونى رسيد. اما پايههاى معنوى آن برابر بيان نورانى امامصادق(ع) به هفتمين طبقه زمين (نهايت آن) و ارتفاع حقيقى آن به هفتمين طبقه سپهر (نهايت آن) مىرسد. 4
از اينكه هنگام تطهير كعبه از بتها، اميرمؤمنان على(ع) بر دوش مبارك رسولخدا¦ پا نهاد و بتها را از بام كعبه فرو ريخت معلوم مىشود در آن زمان بر حسب ظاهر، ارتفاع كعبه تقريباً به اندازۀ قامت دو انسان متوسط بوده است. البته آنچه اميرمؤمنان(ع) در اشارۀ به بُعد معنوى اين حادثه فرمود - : وقتى پا بر دوش مبارك پيامبر¦ نهادم، دست به هر جا