114و جبران همۀ تقصيرها مخصوصاً غفلت از مقام انسانيت، و سهو و نسيان يا عصيان در پيشگاه خليفة اللهى انسان است. از اينرو بهترين تنبّه براى طائفانِ غافل و حجگزارانِ ذاهل، تدارك جهل و جبران غفلت دربارۀ خودشناسى و معرفت مقام شامخ انسان كامل و خليفۀ عصر، حضرت بقيةالله(عج) است تا مانند فرشتگان، طوافِ مقبول و سعى مشكور داشته باشند.
بنابراين، گرچه نگاه به كعبهْ محمود و نظر به آن ممدوح و ناظر به آن مُثاب و مأجور است، 1 ليكن همانگونه كه كلمۀ توحيد به شرط ولايت، حِصن امْن و دِژ نجات است 2 نگاه عارفانه و هماهنگ با ولايت به كعبه نيز مايۀ غفران گناه و پايۀ نيل به جاه و رهايى از چاه طبيعت و اندوه دنيا و آخرت است؛ چنانكه امامصادق(ع) فرمود:
«مَنْ نَظَرَ إِلَى الْكَعْبةِ بِمَعْرِفَةِ فَعَرَفَ مِنْ حَقِّنا وَحُرْمتِنا مِثْلَ الَّذى عَرَفَ مِنْ حَقِّها وَحُرمَتِها غَفَرَ اللهُ ذُنُوبَهُ وَكَفاهُ هَمَّ الدُّنيا وَالآخِرةِ» . 3 گواه مطلب، عدم قبول عبادت منكران ولايت است.
از اين رهگذر معناى حديثى كه دربارۀ محبوبيت سرزمين مكه و همۀ آنچه در فضاى آن است، اعمّ از خاك، سنگ، درسخت، كوه و آب 4 روشن خواهد شد. يعنى منطقه حرم كه ادراك حق و حرمت آن آميخته به عرفان حق ولايت و امتثال آثار وَلاست، محبوبترين امور است و چيزى همتاى محبوبيت آن نيست؛ زيرا قرآنْ همتاى ثَقَل اصغر خود (ولايت) محبوب و معروفِ محبانِ عارفِ ثَقَلين است و سرزمين وحى مايۀ شكوفايى اين احترام آميخته با امتثال و اين معرفت هماهنگ با عمل بوده و از اين جهت محبوبترين سرزمينهاست:
اگر فضل رسول از ركن و زمزم جمله برخيزد
يكى سنگى بود ركن و يكى شورابْ چَهِ زمزم 5