102
«لايَزالُ الدّينُ قائماً مَا قَامَتِ الْكَعْبَةُ» . 1 كعبه از همينرو كه مايۀ قيام و قوام مردم است، در ميان زمين نهاده شده تا تكليف براى اهل خاور و باختر به يكسان باشد. 2
حيات كعبه، حيات دين است و با حيات دين مردم زندهاند و با خراب شدن و انهدام و ترك كعبه، دين مىميرد و با مرگ دين، مردم نيز خواهند مُرد. كعبه براى دين خداوند و مثابۀ استخوان ستون فقرات انسان است كه اگر نيرومند و سالم باشد، مقاومت و ايستادن و رفتن و شتاب گرفتن وى در رسيدن به مغفرت الهى و پيشى گرفتن در امور خير امكانپذير است. اما اگر اين استخوان ناتوان و سُست باشد، ايستادن وى ناممكن و استقامت او ناشدنى و سرعت و پيشى گرفتن و ديگر امورِ متوقف بر قيام او محال است.
بر همين اساس، اميرمؤمنان امامعلى(ع) فرمود: خدا را در مورد خانۀ پروردگارتان در نظر بگيريد. تا زمانى كه باقى هستيد آن را خالى مگذاريد. پس اگر اين خانه وانهاده شود مهلت داده نشويد؛
«وَاللهَ اللهَ فِى بَيْتِ رَبِّكُمْ لاتُخَلُّوه مابَقِيتُمْ فَاِنَّهُ إنْ تُرِكَ لَمْ تُناظَرُوا» ؛ 3 زيرا ترك خانۀ خدا و وانهادن آن به منزلۀ فروريختن ستونى است كه كسى هم كه بدان تكيه داده با آن سقوط مىكند. اگر خانۀ خدا مهجور واقع شد، ارتباط با مركز اقتدار بريده مىشود و با قطع اين ارتباط، قيام به «قِسط» و مقاومت در برابر «قَسط» (ستم و بيداد) غيرممكن مىگردد و در اين صورتْ خير دنيا و آخرت، رخت بربسته و بازداشته مىشود؛ زيرا كعبه، عامل قيام مردم براى دين و معاششان است. 4 از همينرو رسولخدا¦ فرمود: هركس خواهان دنيا و آخرت است بايد اين خانه (كعبه) را قصد كند و او را امام و مقتداى خويش قرار دهد و در جستجوى آن روانه شود؛
«مَنْ ارادَ دُنيا و آخِرةً فَلْيَؤُمَّ هذَا الْبَيتَ» . 5 يكى از مهمترين نمودهاىِ پيشوا گرفتن كعبه، انجام حج با آداب و مناسك پرشكوه آن است.