100كعبه است. با اين تحليل، همۀ مساجد متوجه امالمساجد است كه در امّالقرى تأسيس شده است. البته قبلۀ رسمى همۀ مسلمانان عالم همان بُعدى است كه كعبه در آن است. مسجدالحرام در جوار كعبه است و به لحاظ كعبه مورد توجه همۀ نمازگزاران است. مكه نيز امالقُرى، يعنى هم از جهت مادى اصل همۀ شهرها و روستاهاست و هم به لحاظ معنوى، كه مسألۀ قبله نيز از اين قبيل است.
به هر تقدير، در ذيل آيۀ شريفه مذكور وظيفۀ اهل مسجد بيان شد: فِيهِ رِجٰالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا و اگر كسى طاهر شد محبوب خداست؛ وَ اللّٰهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ و اگر كسى محبوب خدا شد، مجراى فيض حق شده و خداى سبحان در مقام فعلّ كارهاى خود را به دست او اجرا مىكند.
خداى سبحان با صراحت دربارۀ كعبه مىفرمايد: اين كعبه بر طهارت بنا نهاده شد؛ أَنْ طَهِّرٰا بَيْتِيَ لِلطّٰائِفِينَ وَ الْعٰاكِفِينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ . با توجه به اين نكته كه تعليق حكم بر وصف، مشعر به عليتِ آن وصف است، از اينكه فرمود: «اين خانه را براى طوافكنندگان، معتكفان و نمازگزاران پاك كنيد» استفاده مىشود كه نمازگزار ناپاك در حقيقت به كعبه رو نكرده است و اگر طوافكنندهاى ناپاك برگردد معلوم مىشود به دور كعبه، طواف راستين نكرده است؛ زيرا بدون طهارت نمىتوان به سرّ و حقيقت بيتالله الحرام نائل شد. چنانكه بدون طهارت نمىتوان معارف قرآن را دريافت.
همچنان كه قرآن كريم آئينۀ بىزنگارى است كه بيننده، سيماى زيبا يا زشت خود را در آن مىبيند، كعبه نيز آئينۀ بىغبارى است كه بيننده چهرۀ زيبا يا زشت خود را در آن مىنگرد. از اينرو ناپاكانى كه به رجس شرك آلوده شده و به لوث طغيان و تمرّد تن داده بودند، هرگز نمىتوانستند كعبه را بهعنوان بيت خدايى كه منزهِ از حلول در مكان و مبرّاىِ از حضر در زمان و مُقَدَّسِ از نياز و مُسَبَّحِ از حاجت به چيزى يا كسى است ادراك كنند و در حريم آن به نماز، توفيق يابند. از اينرو قرآن كريم از «عبادت» آنها در مدار پاكترين پايگاههاى عبادى به «سوت كشيدن و كف زدن» تعبير مىكند؛ وَ مٰا كٰانَ صَلاٰتُهُمْ عِنْدَ