69هويت اصيل دين، خاطرۀ آنان را با ساختن مساجدى كوچك و سفيد رنگ با محرابى خاكسترىگون جاودان ساختهاند...
نمازى به سوى دو قبله!
براى ديدار مكانى ديگر به راه مىافتم؛ آنجا كه مسجد ذو قبلتينش مىنامند. نمازى به سوى دو قبله خواندن، چرخيدن از مسجدالاقصى به سوى كعبه، پاسخى به فتنهانگيزى يهود، رهايى از واژههاى تحقير آميز. و مسجدى كه از اين ماجرا بهجا مانده، با منارههايى بلند و گنبدى سپيد فام، ايوانى چوبى و وسعتى بسيار.
محرابى زيبا دارد كه اكنون سوى كعبه ايستاده است...
دشمن زخم خورده را نبايد رها كرد
دل سويى ديگر مىرود. گويى هنگامهاى ديگر برپاست و واقعهاى كه در همين نزديكى درجريان است. كوچههاى مدينه در تپش غوطهورند، گروهى مىگويند در شهر بمانيم و ديگرانى كه بر دفاع در خارج از شهر اصرار مىورزند... در پايان، تصميم بر آن گرفته مىشود كه مردان در بيرون از ديار، در برابر ياغيان سلاح برگرفتۀ قريش صف آرايى كنند. از شهر بيرون مىآيند تا در وادى احُد به يكديگر برخورد مىكنند، و من در كنار تپۀ رمات ايستادهام و صداى گامهاى تير اندازانى كه پيامبر آنان را به بالاى تپه، براى جلوگيرى از يورش دشمن از پشت سر گسيل داشته، در خميدگى