60اسلامى ارزش خود را كمرنگ نسازد. آنانكه كمر همّت بر اعتلاى دين و خروش بر نيرنگ بازان و دسيسه پنداران اين وادى بستهاند تا جريانهاى سست منشانه و تفرقهاندازانه فروكش كند تا خداجويان و يكتاپرستان، حقيقت زيباى دين خداوندى را به چشم ببينند...!
بقيع مدفن بسيارى از رهگذران اين ديار است، ليك نام برخى چون عقيل، عبداللّٰهبن جعفر طيّار، نافع، مالك، حليمۀ سعديه، صفيه، عاتكه و امّ البنين، بر پيشانى خاك برجاى مانده است و در فراموشى دوران به قهقرا نرفته و بر جريان قلم دهر نويسان رانده شده است.
خورشيد روگرفته و رگههاى سرخ آسمان را شكافته است.
نداى ملكوتى اذان فضا را عطرآگين از شميم حضور يار ساخته و سيل مشتاقان را بهسوى خويش كشانده است. صحنۀ زيبايى در برابر چشمانم جلوه نمايى مىكند. مردان و زنانى كه چون گم گشتگان راه يافته، سوى مسجدالنبى سرازير مىشوند، براى قيام در برابر زشتىها و ايستادن در برابر يكتا پروردگار جهان.
به نماز مىايستيم؛ سياه و سپيد، عرب و عجم، حضور فرهنگهاى متفاوت در كنار يكديگر و به سوى يك قبله، تمرين يكرنگى مىكنيم. اين است زيبايى اسلام! چه ساده و بى آلايش، آدميان را جدا از رنگ چهره و قوميت بندىهاى ساختۀ ذهن بشر، در كنار يكديگر، دوش به دوش و در يك رديف و به سوى يك جايگاه گرد هم مىآورد. همايشى بزرگ با كمترين هزينه، كه اگر