101ساختن امر به نيكىها و نهى از زشتىها در ميانِ رگهاى امت به خواب رفته و پنجرههاى ذهن به روى بسته، كه حسين آفتابى است كه بايد طلوع كند تا خانۀ تاريك مردم روشن شود و زندگى دوباره زيستن را بياموزد، اما برداشتن نقاب كجانديشى به آسانى ميسّر نمىشود و قهرمانى مىخواهد و شير مرد بيشه.
حسين عليه السلام برگزيدۀ خداست براين امر، فنا براى بقاى در دين خدا. آرى، اين است رمز حركت حسين و يارانش به سوى نينوا و او آهنگ حج را به پايان نمىبرد تا ذهن پرستش گر انسان در يابد كه حج بدون امام و رهبر ارزشى نخواهد داشت كه روح و باطن آن چنگ زدن به ريسمان الهى است؛ يعنى ولايت اهل بيت عليهم السلام .
آرى، زمانى كه دين بى سرپرست و بىرهنما شود، آنگاه كه رهبرى به ناشايست تقسيم گردد، حج مفهومى نخواهد داشت و حسين با رفتن خويش فرياد مىكند: «تا زمانى كه امام خويش نشناختهايد در پىِ كدامين شناخت و آگاهى وقت خويش بيهوده در ميان صحراهاى سوزان مىگذرانيد؟!،، آگاه باشيد كه رهبر شما براى جارى ساختن فرمان الهى مىرود.»
آرى ابتدا بايد هويت دين را محكم كرد و بدعتها را از پيكرهاش دور ساخت تا بتوان حج به پايان برد.
مشعر
به مشعر رسيدهاى، كوله بارت را بر زمين بگذار، نه براى آسودگى، كه براى آشفتگى. در خمِ كمان اين صحراى كوچك،