166پرواز كنند.
غافلگير شده بوديم و كارهاى بسيارى مىخواستيم انجام دهيم كه با شتاب صورت گرفت؛ از جمله زيارت وداع و طواف مستحبى، بعضى از برنامهها هم اصلاً عملى نشد.
دوشنبه، هفدهم ارديبهشت 75 (روز عيد غدير در عربستان):
صبح پس از ويزيت بيماران، به جمع آورى وسايل شخصى و بسته بندى آنها پرداختم و آنها را تحويل ماشينهاى حمل بار دادم. سپس ناهار خورده، در نمازخانۀ بيمارستان گرد آمديم و ساعت دو بعد از ظهر بود كه مكه را به مقصد جده ترك كرديم.
ساعت حدود 4 در فرودگاه جده بوديم. تا سوار هواپيما شويم ساعت از 12 نيمه شب گذشت.
سه شنبه، هيجدهم ارديبهشت ماه 75 (روز عيد غدير در ايران):
ساعت 6 صبح هواپيما در فرودگاه تهران نشست و گام در خاك ايران اسلامى گذاشتيم. از بركت حج، امسال دو عيد غدير داشتيم؛ يكى در مكه از آن رو كه ماه ذىحجه يك روز زودتر آغاز شده بود و يكى هم در تهران، و اين حسن ختامى بود براى سفرى كه اعظم سفرها و مباركترين آنها است. كسى چه مىداند شايد حجّ من به دو غدير خاتمه يافت تا جلوهاى باشد از حقانيت غدير و اينكه حج با غدير است كه به كمال مىرسد. آنگونه كه حَجّةالوداع رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله نيز به غدير رسيد.