154منطقه زديم.
نورافكنهاى قوى، كه بر پايههايى بلند، به ارتفاع شايد بيش از ده - پانزده متر قرار گرفته، عرفات را روشن كرده است و از اين نظر، با مشكلى مواجه نيستيم و به چراغ قوه و... نيازى نيست. با اين حال هر چه گشتيم، كسى را نيافتيم و چيزى، به جز زبالههاى ناشى از اطراق جمعيت، كه اكنون در منا مستقر شدهاند، نديديم. ساعت از دو بامداد گذشته بود. عرفات را به جانب منا ترك كرديم و هنوز به ساعت سه نرسيده بود كه در بيمارستان منا بوديم.
از فرط خستگى خوابم گرفت، اما ساعت پنج برخاستم و پيش از آنكه آفتاب خود را از افق بنماياند و شرارههاى آتش بر زمين ببارد، به جانب جمرات حركت كردم. هنوز آفتاب بالا نيامده بود كه در كنار جمرات بودم. تا طلوع آفتاب فرصت زيادى بود.
با دكتر قربانى و دكتر كاكرودى، كه پيشتر از آنها ياد كردم، همراه بوديم. به جانب مسجد خَيف شتافتيم كه گفتند نماز در آن ثواب بسيار دارد. مسجد خَيف در دامنۀ رشته كوههاى كشيده شده از غرب به شرق، با فاصلۀ اندكى از جمرات واقع شده و از جمرات كه به جانب شرق بايستى خَيف در سمت راست تو قرار مىگيرد.
جمعيتى كه شمارهاش تخمين زدنى نيست، در مقابل مسجد خَيف خوابيدهاند و از ميان آنها حركت مشكل است. به جهت ازدحام و به سبب وضع آشفتهاى كه از نظر بهداشت و نظافت در اين محيط وجود دارد، با زحمت خود را به مسجد رسانديم و در