153آن شب عرفات مملوّ از جمعيت بود و تردّد در آن مشكل. اتوبوس در شب نخست به آهستگى حركت مىكرد و اين خود مانع از درك موقعيت عرفات مىشد. اما حالا ما با ماشين يك دور كامل در آن زديم و اين خود باعث شد تا تصوير جديدى از عرفات بهدست آورم.
اثرى از گمشدۀ كاروان پيشگفته نيافتيم و به همين دليل به جانب جبل الرّحمه پيش رفتيم. بيمارستان جبل الرحمه، بيمارستان كوچكى است، در كنار كوه و آن را براى درمان حجاج بنا كردهاند.
در مقابل درِ آن توقف كرديم و دكتر فضلى با نگهبان بيمارستان شروع به صحبت كرد و سراغ گمشدۀ ايرانى را گرفت.
نگهبان اطلاعات را به مسؤول شب رساند و او به داخل دعوتمان كرد. در داخل بيمارستان نيز اطلاعاتى رد و بدل شد و راجع به مشخصات گمشده صحبت كردند و بالأخره معلوم شد كه در اين بيمارستان چنين كسى بسترى نشده و در سردخانه هم كسى با چنين مشخصات وجود ندارد. گفتند شايد در بيمارستانهاى مكه بتوان او را يافت؛ چرا كه تعداد زيادى بيمار كه احياناً تعدادى از آنها فوت شدهاند، در بيمارستانهاى مكهاند. بيمارستان را ترك كرديم و به مركز ديگرى رفتيم كه بهنظر يك مركز نظامى بود. در آنجا پرس و جويى كرديم اما از آن هم نتيجهاى حاصل نشد. ناچار جانب منا را در پيش گرفتيم و براى حصول اطمينان از اينكه گمشده در منطقۀ عرفات جايى در گوشه و كنار صحرا نيفتاده باشد، دور ديگرى در