117و تجارت و سود از ميان برود و اخبار و اطلاعات پنهان گردد؛ چنان كه كسى از آنها آگاه نشود. و اين علّت وجوب حج است.
اما در جاى ديگر باز از امام صادق عليه السلام خواندم كه حج را نه فقط خلاصه شده در اين اعمال ظاهرى، كه آنرا داراى باطنى عميق دانسته و هر يك از اعمال متعدّد حج را مقدمه براى تحوّلى عميق در روح و فكر انسان بر شمرده است.
اينكه در «احرام»، نه فقط تعويض لباس كنى و پرهيز از آنچه كه در حال احرام به تو حرام مىشود، بلكه علاوه بر آن، بايد در بقيۀ عمر، آنچه را كه رضاى خدا در آن نيست بر خود حرام شمارى و در مقام لبيك، بفهمى كه دعوت چه كسى را پاسخ مىگويى و بدانى كه به حضور چه ميزبانى مىروى! و در «عرفات» عارف حق شوى و منكر خويش و نسيم معرفت در برهوت وجودت وزيدن گيرد و در «قربانگاه»، نه فقط قربانى گوسفند، كه قربانى نفس امّاره كنى و در «رمى جمره»، شيطان و شيطان صفتى را از خود دور سازى و در «منا»، تمنّيات نفسانىات را بيرون بريزى و در «طواف»، نه فقط گردِ خانه، كه گرد يار و گرد رضاى او گَردى و در «مقام ابراهيم»، ذبح اسماعيل را به ياد آرى و اسماعيلهاى نَفْسَت را بگذارى و قربان كنى و در «صفا»، صفاى دو جهان بينى و در «سعى»، قرب حق جويى و در «مروه»، مروّت آموزى و... آنوقت مىتوان گفت كه حج گزاردهاى و گرنه جز محنت باديه، نصيب ديگرت نيست و باز تشويش از آنكه نصيبم جز محنت باديه نباشد!