132خود نمايد، هواى نفس را كنار گذارد، ببيند غرضش از اين سفر امتثال امر الهى و رسيدن به ثواب و فرار از عقاب اوست يا نه، نستجير باللّٰه غرضش تحصيل اعتبار يا خوف از مذمّت مردم يا تفسيق آنها يا از ترس فقير شدن است يا چنانكه معروف است هر كس ترك حج كند مبتلا به فقر مىشود، يا امور ديگر را غرض دارد، از قبيل تجارت و خوش گذرانى و سير در بلاد و غير ذلك.
اگر درست تأمّل كند خودش مىفهمد كه قصدش چيست، اگر معلوم شد كه وجه همّت خدا نيست، بايد سعى در اصلاح قصد خود كند و لا أقل ملتفت به قبح اين مسأله گردد كه قصد حريم ملك الملوك را نموده ولى براى اين مسائل مادى و خيالى و بىفايده. در اينجاست كه بايد به نحو خجالت آغاز سفر كند نه به نحو غرور و غفلت!
دوّم - اين كه تهيۀ حضور ببيند از براى مجلس روحانيين، با بجا آوردن يك توبه حقيقى؛ يعنى توبهاى كه تمام مقدمات در آن رعايت شود؛ از قبيل ردّ حقوق، چه ماليه؛ مانند خمس و ردّ مظالم و كفارات، يا غير ماليّه؛ مانند غيبت و اذيت و هتك عرض و ساير جنايات بر غير كه لازم است از صاحبانش حلاليّت بخواهد، به آن صورتى كه در كتب فقهى يا روايى آمده. و اگر پدر و مادرش هستند آنان