96بارالها ! ما را به خودمان وامگذار. ما را در جهلمان غوطهور مساز ! از درياى مطلق نورت ذرّهاى، قطرهاى، سر سوزنى، به حد ناچيزى اين وجود ناچيز، نصيبمان بفرما. ظلمت روحمان را در اين وادى نور به نور جمال امام زمان(عج) روشن گردان. تاريكىهاى وجودمان را در كنار حرم پيامبر خاتم به روشنايى وجود فاطمه روشن كن.
مگذار در جهل و غفلت دست و پا زنيم، در عرفات وجود مستغرقيم، غرقمان مفرما. ذرهاى ناچيز از معرفت بىكرانت را به حق ائمۀ بقيع نصيبمان كن؛ تا از اين سفر الهى دست خالى باز نگرديم.
به آب زمزم، وضو داشتيم و طواف كعبه آغاز كرديم، هر شوط را با نام و شكر خداى آغاز كردم و در هر شوط يكى از ائمۀ هدى را واسطه قرار دادم و از خداوند خواستم تا رحمت واسعۀ خود را از ما دريغ نكند.
در محوطۀ خانۀ كعبه همۀ قرارها زير چراغ سبز نشانۀ روبهروى حجرالأسود بود. دير يا زود، همۀ اعضاى كاروان در محل قرار جمع مىشديم. روحانى كاروان كنترل مىكرد كه اعمال صحيح باشد. مجدداً كاروان به راه افتاد و سعى ميان صفا و مروه و بعد از آن تقصير كرديم و مجدداً در محل قرار جمع شديم. در طواف نساء نيز هفت شوط را با شفاعت ائمۀ اطهار به انجام رساندم. نماز طواف نساء را با دلهره و دقت و وسواس هرچه تمامتر در پشت مقام ابراهيم بهجاى آوردم، فشارهاى عصبى ناشى از